![]() |
![]() |
|
|
در اكثر مواقع ساختموناي قديمي وتاريخي از روي نوع معماري و تاريخ ساخت و ... مورد بحث قرار مي گيرن. ولي تا حالا به اين موضوع نپرداختيم كه چرا احساس آرامشي كه توي اون خونه ها داريم شايد 100 درصد بيشتر از خونه ها و بناهاي الان هست.موضوع اصلا بحث خاطرات نيست كه البته يكي از عوامل مهم در اين موضوعه.ولي چيزي كه مي خوام بگم اين نيست. اونايي كه خونه هاي قديمي مادربزرگ و پدر بزرگاشونو ديدن و درش زندگي كردن ،مي دونن كه اگه از لحاظ معماري هم بخوايم بگيم، همه چيز خونه سر جاي خودشه به صورتي كه اگه پلان رو مورد بررسي قرار بديم متوجه مي شيم اين موضوع رو.شايد خيلي موضوع ساده اي باشه ولي به شدت در روحيه و زندگي آدما تاثير داره اين نظم به خصوص.نظمي كه تا حالا به صرف تلاشهاي زياد معماران بزرگ ايران درحال حاضر( به خاطر اينكه يه عده كه هيچ اطلاعي از ساختمان ندارن،شدن بساز بفروش و همينطور ساختمانهاي نابهنجاره كه از سرو روي شهر بالا ميره و فقط به اصطلاح مي سازن چون پول توي ساختمونه)نتونسته كه باز هم بوجود بياد و اينه كه كشوري كه يك زماني از نظر معماري شايد رتبه ي اول نبود ولي از جمله ي ممتازين معماري محسوب مي شد،حالا تبديل شده به يه كشور كاملا شلخته از لحاظ بنا. مي خوام بگم كه اون نظم خاصيتش اين بود كه من قشنگترين ساختمونهايي كه توي ذهنم باقي موند همون خونه ي مادربزرگم بود .با اون راهروي ورودي خونه،با اون سكويي كه تو رو وارد يه دنياي ديگه مي كرد.دنيايي كه با نگاه كردن به تك تك آجرهاي بي نظيرش دستاي پينه بسته ،اما معجزه گر اوستا بنايي كه بدون تحصيلات و سواد، خلاقانه ترين و جاودانه ترين طرح ها رو رقم زدن.مي بيني و صداي آواز خوندنشو حين كار مي شنوي.حياطاي بزرگ و پر از باغچه و حوض وسط حياط كه الان و براي نسل ما يه جور آرزو شده .زماني كه اون خونه داشت خراب مي شد تا يك آپارتمان چند طبقه به جاش ساخته بشه،شايد تنها كسي بودم كه طاقت ديدن تخريبشو نداشتم.من هنوز اول راه معماري هستم ولي ارزش يه ساختمونو كه آرامش درونشو با هيچ جاي ديگه عوض نميكنم خوب مي فهمم. مي دونيد گاهي وقتا يقين پيدا مي كنم كه وقتي يه بنا با عشق و احساس رضايت ساخته ميشه هميشه ساكنينش بهترين روزها رو دارن حتي اگه مشكلاتي هم داشته باشن بازم اون حس اميد رو دارن.و بناهاي دوران ما شايد 80 درصدشون بر خلاف اين موضوع ساخته شدن.اينايي كه گفتم شايد يك اعتراض شخصيه .يك حسي كه با اينكه مال منه و منم متعلق به نسل امروزم،ولي گاهي به نسل گذشته غبطه مي خوره. اي كاش مي دونستن كه ميشه فكرها و راه حلهاي ديگه اي واسه ي خانه دار كردن مردم ارائه داد كه صرفا دليلي نشه براي تخريب تنها يادگاران يك زمان خوب. همه ي اينايي كه گفتم يك برداشت شخصيه و مسلمه كه نظرات همه يكي نيست و هركس نظر متفاوتي مي تونه داشته باشه. ولي اينو مي دونم كه افزايش جمعيت،آلودگي هوا ، سوراخ شدن لايه ي ازن ،كمبود جا و هزار تا دليل بني اسرائيلي ديگه در نهایت شاعر میفرماید که:
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 1:39 توسط افتاب |
|
|
سلام با كلي تاخير. البته مي دونم اينجا هنوز خواننده ي زيادي پيدا نكرده و خب كاملا دليلش مشخصه.چون اينجا اصلا آپ نمي شده چند وقته. راستش دليل مهمترش اين بود كه گروه ما اكثرا از دانشگاه فارغ التحصيل شديم و همديگه رو نمي بينيم خيلي و طبعا ديگه توي دانشگاه اهواز نيستيم الان.اينه كه تصميم گرفتم كه اين وبلاگو با موضوع معماري ادامه بدم و اگه دوستانم ،علاقه دارن مي تونن بنويسن. به هر حال سعي مي شه از اين به بعد اين وبلاگ مرتبا به روز بشه و بتونه جايگاهشو پيدا كنه. از دوستاني هم كه به ما سر زدن واقعا ممنونم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 3:30 توسط افتاب |
|
|
سلام
امروز با خبرهای خوب اومدم اولین نمایشگاه اختصاصی معماری در دانشگاه ازاد اهواز به زودی برگزار میشه(کارهای عکس .ماکت.و...).البته همراه با سخنرانی دکتر منصور فلامکی. حتما اخبار و عکس های نمایشگاه و سمینار رو اینجا میذارم...زمان و ادرس نمایشگاه و سمینارو برای بچه هایی که علاقه مند هستند مینویسم. .(زمان=یکشنبه۸/۲/۸۷ -مکان=دانشگاه ازاد اسلامی.روبروی درب ورودی دانشگاه-سمینار=یکشنبه ۸/۲/۸۷-مکان=سالن امفی تئاتر ساختمان شهید بهشتی). ببخشید یهو وسط مقاله ی بالا پریدم..ادامه ی مقاله رو حتما در پست بعدی می نویسم.. در ضمن خوشحال می شیم نظرتونو راجع به مطلب بالا بدونیم. فعلا خداحافظ |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 17:44 توسط افتاب |
|
|
با سلام به همه دوستان عزیز
مقاله ای که در زیر میخوانید تا حدودی میتواند شما را با (معماری سبز) اشنا کند. طی حدود ۸/۳ میلیارد سال از افرینش زمین طبیعت خود تبدیل به طراح و معمار نهایی شده است.طی این مدت گیاهان و جانوران توانسته اند با تزیینات و طراحی های لازم بر مشکلات محیط زیست خود فائق ایند و انسان در طول زندگی خود همیشه سعی داشته برای ساخت و طراحی مکانها و وسایل مورد نیاز خود از طبیعت و محیط زیست اطراف خود الهام بگیرد. به عنوان مثال ساختمان بدن خفاش برای (لئوناردو داوینچی) ایده ای بود که بتواند ماشین پرنده را طراحی کند و در عین حال سرعت زیاد در دلفینها جرقا ایی برای ساختن زیردریایی بود.عنکبوت با طراحی و بافتن ریسمانهایی که به استحکام پولاد هستند برای خود اشیانه می سازند.زنبورها با رعایت کلیه قوانین هندسی پناهگاهی امن و مطمئن برای خود طراحی میکند.موریانه ها خانه های خود را در بیابان و در هوایی بسیار گرم می سازند و تلاش میکنند با کندن راههایی پیچیده در خاک سیستم گرمایی و تهویه داخل لانه های خود را خنک و متعادل نگه دارند.خاک انباشت لانه های انها به صورت یک مجموعه کامل طراحی شده تا بتوانند نیازهای طبیعی خود را تامین کنند.اینها همه معماران طبیعت اند و این همان معماری (بیونیک) است که در پست بعدی به بررسی ان میپردازم. (مقاله ای از بیتا سامانی پور) منبع=سایت افتاب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:8 توسط افتاب |
|
|
سلام دوستان
در ابتدای کار تصمیم گرفتم به جای تعریف معماری که مسلما هرکس یک تعریف متفاوت و خاص خودش را برای این واژه داره .از معرفی معماران بزرگ ایران و جهان شروع کنم.. کامران دیبا(متولد تهران-۵ مارس ۱۹۳۷) کامران دیبا ارشیتکت برنامه ریز شهری و نقاش ایرانی در رشته معماری دانشگاه هاروارد واشنگتن دی سی تحصیل کرد.در سال ۱۹۶۴ در این رشته فارغ التحصیل شد و پس از ان به مدت یک سال تحصیلات تکمیلی را در رشته جامعه شناسی ادامه داد.در سال ۱۹۶۶به تهران بازگشت و یک سال بعد رئیس و طراح ارشد شرکت مهندسین مشاور (داز)شد.این شرکت در ایران پروژه های بزرگ و گوناگونی به انجام رسانید و به سرعت توسعه یافت .به طوری که در سال ۱۹۷۷ صدو پنجاه پرسنل داشت. دیبا در ایران صرفا پروژه ی نیمه تمام .شهر جدید شوشتر(۱۹۷۴-۸۰)در خوزستان که وی ارشیتکت و برنامه ریز ان بود بیشترین موفقیت خود را مرهون الگوهای ساختاری و گونه های ساختمانی سنتی است که دیبا مورد استفاده قرار داده است.وی این شیوه را جایگزین طراحی بر اساس الگوهای غربی که مورد حمایت افراد بانفوذ و سردمداران بود نمود. این شهر با ظرفیت جمعیتی بالغ بر ۳۰۰۰۰ نفر در راستای یک شاهراه اصلی ارتباطی طراحی شد.چهارراهها .میادین عمومی و محله های کوچک در اطراف ان شکل می گرفتند و وجود باغها و بازارها زندگی اجتماعی را تقویت میکرد. بناهای اجری شاعرانه ی دیبا معماری شاخصی را خلق می کند که زیبا و با شکوه است. دیگر کارهای شاخص وی در ایران شامل چندین ساختمان در دانشگاه جندی شاپور(۱۹۷۶-۸)است.اما بنایی که شاید شناخته شده ترین اثر وی باشد موزه ی هنرهای معاصر تهران(۱۹۷۶)است که با سقف های نیم هلالی اش یاداور بادگیرهای سنتی خاور میانه است. وی همچنین موسس و اولین مدیر این موزه بود. وی در سال ۱۹۷۷ ایران را به قصد پاریس و واشنگتن دی سی ترک کرد تا به صورت شخصی کار کند. پروژه های وی شامل طرح های خانه سازی در ویرجینیا و طرح توسعه هتل ها در اسپانیاست. وی در سال۱۹۷۷ به عنوان منتقد با دانشگاه کرنل همکاری کرد. دیبا به عنوان نقاش نیز چندین نمایشگاه انفرادی در ایران برپا کرد.و همچنین گرداورنده و واسطه ی فروش اثار نقاشی معاصر غرب بود.
منبع=سایت افتاب گرداوری=اسیه خطیبی-ماهنامه الکترونیکی هنر و معماری ایران |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت 3:2 توسط افتاب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
هما فرجادی فرانک گهری ماریو بوتا سایت مرکز معماری ایران موسسه ی معماری میرمیران تادائو اندو رنزو پیانو نورمن فاستر مجله ی اینترنتی معماری منظر فرانک لوید رایت آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
87/11/01 - 87/11/30 87/10/01 - 87/10/30 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 |
|
RSS
|